

همچو گل می سوزم از سودای دل آتشی در سينه دارم ،جای دل
چيست عشق؟ آتش به جان افروختن کار آتش نيست غير از سوختن
عمر من،روز سياهی بيش نيست از وجودم،اشک و آهی بيش نيست
بود عمری بر دل پر ناله ام داغ ها بهر گلی،چون لاله ام
عمر با آن تند خو می خواستم زندگی را بهر او می خواستم
ليک قدر من نمی دانست حيف دوست از دشمن نمی دانست حيف
نوگل من همدم اغيار بود وز من حسرت نصيبش،عار بود
با وفا داران ،سر ياری نداشت همچو گل بوی وفا داری نداشت
سودم از سودای دل، جز درد نيست غير اشک گرم و آه سرد نيست
ای دريغ از انتظار من دريغ! وز دل اميدوار من دريغ
ای دريغا جان سپاری های من خاکساری ها و خواری های من
جان نکردم در وفا از وی دريغ ای دريغا،ای دريغا، ای دريغ
با غمش هر شب وصالی داشتم با فغان و گريه کاری داشتم
بود هر شب ماه ساغر نوش غير همچو نرگس مست در آغوش غير
غمگسارانم همی داند پند پند کی باشد به مجنون سودمند
با دل عاشق نصيحت باطل است خشت بر دريا زدن ،بی حاصل است
الغرض ياران دور از درد من بی خبر از جان غم پرورد من
گرچه زان عشقم رها می خواستند دردم افزودند و جانم کاستند
آتش دل را ز بس دامن زدند عاقبت آتش به جان من زدند
سوز عشقم ترک شادی بود وبس حاصل من ،نا مرادی بود و بس
گريه ام چون شمع بزم آهسته است دل کند زاری ،ولی لب بسته است
گلبن اميد من بر باد رفت نغمه ی شادی مرا از ياد رفت
ذوق مستی ، در دل افسرده نيست زنده ی بی عشق تو،کم از مرده نيست

نوشته شده توسط zohreh در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 13:4 موضوع | لینک ثابت
سلام سلام سلام .صد سلام به دوستای گلم![]()
![]()
Happy New Year![]()

اميدوارم سال خوب و پر بركتي رو داشته باشين.![]()

اميدوارم سالم و سرحال باشين .

![]()
![]()
عيدت مبارك نازنين....دوست دارم فقط همين![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اينم سفره ي هفت سين![]()

اينم يه سفره ي هفت سين ديگه![]()
![]()
تا سال ديگه خداحافظ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط zohreh در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 12:41 موضوع | لینک ثابت
میوه ی عشق
در تلاطم تپش های قلبم تو را دیدم که چه زیبا بودی،در فراسوی
عشق تو را یافتم و آنگاه با تمام وجودم زندگی رالمس کردم.
ای دریای بی کران هستی،در سایه سارمهربانیت گلی کوچک
بودمو امروز در سایه چشمانت درختی هستم پر از میوه عشق.
شاید
رویای رسیدن به تو را با جان قسمت میکنمورویای دیدنت را با
ستاره.شاید وقتی به تو میرسمدر خواب غفلت باشم.شاید آنقدر
جذب تو شوم که خود را گم کنم.
انتظار
چشمان بی فروغم طولانی بودن این جاده بی انتها را باور ندارد
وشانه های نحیف من تاب و توان بار سنگین جدایی را....!!!!
خسته ام از انتظار.با پاهای خسته و دستهای خالی بیش از این
مرا منتظر نگذار.
نجوا
در ظلمانی ترین شب دنیا گونه های خشکیده ام را شبنم
دیدگانم مرطوب میکند، مهر سکوت لبانم را در آستانه هق هق
گلویم میگشانم.چه سوزی دارد نوای طبل تنهایی،خدایا به سوز
آه سینه ام وباران دیدگانم دستهای تنهای مرا بگیر که جز تو
همرهی برای روزهای پاییزی ندارم.![]()
نوشته شده توسط zohreh در سه شنبه هفتم اسفند 1386 ساعت 14:38 موضوع | لینک ثابت
همانطور که مشاهده می کنین در تصویر بالا دو مثلث داریم که از چهار قطعه تشکیل شده اند
بر روی نمودار هم دقت کنید طول و ارتفاع و زاویه قائمه این دو مثلث یکسان است
پس چرا با جابجا کردن قطعات از مثلث بالایی و چیدن آنها مانند شکل مثلث پایینی... آن فضای خالی به دست می اید... چگونه همچین چیزی ممکن است؟؟
برام پیام خصوصی بدین تا ببینم جواب درسته یا نه!!!![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط zohreh در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 ساعت 20:17 موضوع | لینک ثابت
در شبی تاریک![]()
که صدایی با صدایی در نمی آمیخت
و کسی کس را نمی دید از ره نزدیک
یک نفر از صخره های کوه بالا رفت
و به ناخنهای خون آلود
روی سنگی کند نقشی را و از آن پس ندیدش هیچ کس دیگر
شسته باران رنگ خونی را که از زخم تنش جوشید و روی صخره ها
خشکید
از میان برده است طوفان نقشهایی را
که به جا ماند از کف پایش
گر نشان از هر که پرسی باز
بر نخواهد آمد آوایش
آن شب
هیچ کس از ره نمی آمد
تا خبر آرد از آن رنگی که در کار شکفتن بود
کوه : سنگین ‚ سرگردان ‚ خونسرد
باد می آمد ولی خاموش
ابر پر میزد ولی آرام
لیک آن لحظه که ناخنهای دست آشنای راز
رفت تا بر تخته سنگی کار کندن را کند آغاز
رعد غرید
کوه را لرزاند
برق روشن کرد سنگی را که حک شد روی آن در لحظه ای کوتاه
پیکر نقشی که باید جاودان می ماند
امشب
باد وباران هر دو می کوبند
باد خواهد بر کند از جای سنگی را
و باران هم
خواهد از آن سنگ نقشی را فرو شوید
هر دو می کوشند
می خروشند
لیک سنگ بی محابا در ستیغ کوه
مانده بر جا استوار انگار با زنجیر پولادین
سالها آن را نفرسوده است
کوشش هر چیز بیهوده است
کوه اگر بر خویشتن پیچد
سنگ بر جا همچنان خونسرد می ماند
و نمی فرساید آن نقشی که رویش کند در یک فرصت باریک
یک نفر کز صخره های کوه بالا رفت
در شبی تاریک
نوشته شده توسط zohreh در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 ساعت 21:48 موضوع | لینک ثابت
در دور دست
قویی پریده بی گاه از خواب
شوید غبار نیل ز بال و پر سپید
لبهای جویبار
لبریز موج زمزمه در بستر سپید
در هم دویده سایه و روشن
لغزان میان خرمن دوده
شبتاب می فروزد در آذر سپید
همپای رقص نازک نی زار
مرداب می گشاید چشم تر سپید
خطی ز نور روی سیاهی است
گویی بر آبنوس درخشد زر سپید
دیوار سایه ها شده ویران
دست نگاه درافق دور
کاخی بلند ساخته با مرمر سپید
نوشته شده توسط zohreh در شنبه بیستم بهمن 1386 ساعت 22:5 موضوع | لینک ثابت
خیال تو
دورم از تو اما با خیال تو شادم. میدانم روزی خواهی آمد تا با آمدنت
ماندن همیشگی را نوید دهی.
آهنگ جدایی
من هرگز تحمل شنیدن آهنگ جدایی را ندارم،به خدا سوگندت می دهم
اگر عزم جدایی داشتی هرگز این راز را به من مگو و بگذار همچنان در
وادی بی پایان عشق شور انگیزت سر گردان باقی بمانم.
روزی
و روزی تو خواهی آمد از پس همه تردید ها،آنها روز سخاوت همراه
دستان توست.واماندگان دیروزت هنوز منتظر معجزه حضور تو اند اگر چه
وعده امروز و فردایت زیباست...
یاد تو
یاد تو خورشید را به خاطرم می آورد و مرا به آسمان می برد. به چند
قدمی دروازه های ملکوت.
کوچ
از اینجا می کوچم و به دیار عشق می روم. به دیاری که عطر و بوی تو دارد.
نوشته شده توسط zohreh در سه شنبه نهم بهمن 1386 ساعت 17:11 موضوع | لینک ثابت
واسه دیدن ادامه عکسا روی لینک ثابت کلیک کن.

نوشته شده توسط zohreh در یکشنبه هفتم بهمن 1386 ساعت 19:27 موضوع | لینک ثابت
دیروز
دیروز حرفهایمان چه زیبا بودو کودکی هایمان چه دلپذیر! ما در یک مهمانی
کودکانه عروسکها را مهمان کلوچه های مادربزرگ میکردیم. دیروز حرف
هایمان ترانه بود و خنده و قلبهایمان سبزو آبی . دیروز چه قدر به عشق نزدیک بودیم.
سرزمین عشق
هر بامدادان ، بال در بال کبوتری سپید، بر فراز دشتی به سرخی عشق
ودر ژرفای چشمه زلال آرزوهایم تو را میبینم که زیر پرتو طلایی خورشید
لبخند زنان می درخشی.
عشق تو
یک عمر پریشانی را به اشتیاق یک لحظه دیدارت سر میکنم،عشق تو در
دلم خانه گزیده ومرا در بند خویش اسیر کرده. بدون عطر هستی بخشت
بسان پرستویی هستم که هرگز به آشیانه نمیرسد.
امید تازه
در آن لحظه که احساس کردم زندگی به پایان رسیده است در ان لحظه
که درتاریکی تنهایی نفسهایم به شماره افتاده بودواشکهایم
بی اختیار روی گونه هایم می لغزید ،امدی دریچه ای به رویم
گشودی وخورشید را به اسمان تاریک رویاهایم هدیه کردی،خدایا!
من راهی طولانی در پیش دارم، جاده ای پر فراز ونشیب اما می دانم
در آغوش گرم تو مجالی برای اضطراب نمی ماند،پس بگذار لحظه ای در
آغوشت آرام وبی صدا بگریم
نوشته شده توسط zohreh در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 ساعت 11:29 موضوع | لینک ثابت
امیدوار
اینجا وسعت دریا چه قدر زیباست، اینجا همیشه زمین از آسمان ستاره
میچیند. غروب،مرا دلتنگ آرزوهای فراموش شده ام میکندو امیدوارم
طلوع لحظاتی زیبا....
پنجره احساس
روزگاری خورشید زندگی من از پشت پنجره احساس طلوع میکرد و تپش
قلب من با تپش قلب پنجره ها یکی بود و من چه بی پروا عشق و امید را
پشت پنجره ها جستجو میکردم،اما امروز چه شد که پنجره ها برای همیشه
بسته شد و خورشید زندگی ام غروب کرد؟؟
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط zohreh در شنبه دهم آذر 1386 ساعت 13:41 موضوع | لینک ثابت
گفتمش نقاش را نقشي بكش از زندگي
با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد
نوشته شده توسط zohreh در جمعه نهم آذر 1386 ساعت 13:17 موضوع | لینک ثابت
* قلب انسان به طور متوسط ۱۰۰ هزار بار در سال میتپد.
*سوسک ها سریعترین جانوران ۶ پا هستند. با سرعت ۱متر در ثانیه.
* در هر۵ ثانیه یک کامپیوتر در سطح جهان ویروس میگیرد.
*یک گاو به طور متوسط سالانه۲۳۰۰ گالن شیر تولید میکند.
*۹۰ در صد سم مارها از پروتیین تشکیل شده است.
*لیوناردو داوینچی مخترع قیچی می باشد.
*اغلب مارها دارای ۶ ردیف دندان می باشند.
*مادر و همسر گراهام بل مخترع تلفن هر۲ ناشنوا هستند.
*سرود اصلی کشور یونان متشکل از ۱۵۸ بیت می باشد.
*کرگدن ها قادرند سریعتر از انسان ها بدوند.
*هیچ پنگوینی در قطب شمار وجود ندارد.
*۹۸ درصد وزن آب از اکسیژن تشکیل یافته است.
*تمساح ها قادرند آروارهای خودرا با نیروی ۱۳۰۰ کیلو گرم ببندند.
*هر گاه جمعیت کره ی زمین به ۱۰۰ نفر کاهش یابد ۵۰درصد پول جهان در دست۶نفر قرار خواهد گرفت.
*۵۰ درصدجمعیت جهان هیچگاه در طول حیات خود از تلفن استفاده نکردند.
*در تمام انسان های کره ی زمین ۹/۹۹ درصد شباهت ژنتیکی وجود دارد.
*۱۰ در صد وزن بدن انسان (بدون آب) را باکتری تشکیل می دهند.

نوشته شده توسط zohreh در شنبه بیست و ششم آبان 1386 ساعت 14:49 موضوع | لینک ثابت
کنسرت بزرگ در کاخ سعدآبادجمعه مورخ ۲۵/۸/۱۳۸۶ برگزار میگردد.
گروه سون(واست میمیرم) ،علی اصحابی(چشمای بارونی)،احسان غیبی
(خیسی چشمات) ،کیارش حسن زاده(یه خاطره)،بی باک(دستات اشکات) ،گروه جوآن(صدای آخر)وگروه ۰۰۹۸(۲در باز)
تلفن رزرو بلیط ۰۹۳۵۸۷۲۸۵۱۸

نوشته شده توسط zohreh در جمعه یازدهم آبان 1386 ساعت 19:28 موضوع | لینک ثابت
چند عكس از گروه سون گذاشتم حتما ببينيد.









امير جووون 
نوشته شده توسط zohreh در سه شنبه هشتم آبان 1386 ساعت 10:52 موضوع | لینک ثابت
پشت پنجره ای مه گرفته به بیرون چشم دوخته ام بغضی پنهان بر
حنجره ام چنگ میزندو تا عمق وجودم را می لرزاند. قلبم مانند هوا بارانی
است اما با دیدن قاصدکی کهبر روی شیشه می نشیند، امیدی در دلم و
لبخندی بر لبانم جوانه میزند.......
نوشته شده توسط zohreh در دوشنبه سی ام مهر 1386 ساعت 17:43 موضوع | لینک ثابت
سری دوم عشق یعنی چه؟
اگه میخوای ببینی روی ادامه ی مطلب کلیک کن.
نوشته شده توسط zohreh در سه شنبه هفدهم مهر 1386 ساعت 17:25 موضوع | لینک ثابت
سری اول
به نظر شما عشق یعنی چه؟؟؟؟
اگه نمی دونی روی ادامه ی مطلب کلیک کن.
منتظر سری دوم "عشق یعنی چه؟" باشید.
نوشته شده توسط zohreh در شنبه چهاردهم مهر 1386 ساعت 14:47 موضوع | لینک ثابت
مهر
مهر که می آید به یاد مهربانی تو می افتم . به یاد دستهایی که مرا با
کار و تلاش آشنا کرد . به یاد چشمهایی که خورشیدبودن رابه من آموخت.
حالا که آمده ای
حالا که آمده ای نگاهی به قلبم بینداز، مدتهاست قلبم خشکیده، حالا که
آمده ای به من یک لبخند بزن ویک دنیا
را مهمانم
کن .مرا از خواب کودکی ام بیدار کن.
نوشته شده توسط zohreh در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 ساعت 10:9 موضوع | لینک ثابت














من اشكهاي خودرا به دوش مي گيرم
براي آنكه ببيني چقدر دلتنگم
تو را من چشم در راهم
من از يادت نمي كاهم
ساده است ستايش گلي
چيدنش
واز ياد بردنش
كه بايد آبش داد............
هر كجا عشق خيمه زند آنجا جاي عقل نيست.
اي كاش بعد از چند آشنايي
نمي بود در جهان زهم جدايي
نقاشي را گفتند نقشي بكش
او حبابي بر لب دريا كشيد
دلم در بي قراري سوخت افسوس . . . .
قفس بال و پرم را سوخت افسوس . . . .
دل ما هم كلاس عشق مي رفت
ولي آشفتگي آموخت افسوس . . . .
نوشته شده توسط zohreh در جمعه ششم مهر 1386 ساعت 12:1 موضوع | لینک ثابت
سلام .
چند تا عكس براتون گذاشتم ،حتما ببينيد.
نوشته شده توسط zohreh در پنجشنبه پنجم مهر 1386 ساعت 13:43 موضوع | لینک ثابت
لطفا روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.
نوشته شده توسط zohreh در چهارشنبه چهارم مهر 1386 ساعت 17:17 موضوع | لینک ثابت
یادمان باشد اگر خاطرمان تنهاماند
طلب عشق زهر بی سر وپایی نکنیم
نوشته شده توسط zohreh در چهارشنبه چهارم مهر 1386 ساعت 16:58 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

.اين وبلاگ متفرقه مي باشد.
فهرست اصلی
دوستان
*ستاره*
*پرستو*
*عشق من *
**خداي صدا**
***فرزاد فرزين***
*علي لهراسبي*
**يك برده ي فراري**
***عاشقااااااان بيا تو***
*روح سرگردون ابري*
**صداي سخن عشق**
***دانستني هاي كامپيوتر***
*هر چيزي كه خدا بخواهد*
**من منهاي تو مساوي صفر**
***سپيده دم نم نم بارون و پرواز***
*خنده بر هر درد بي درمان دواست*
**وبسايت رسمي هواداران فرزادفرزين**
***وبلاگ رسمي هواداران بابك جهانبخش***
*فرزادفرزين خواننده اي براي نسل امروز*
**بزرگترين سايت تخصصي وبلاگ نويسي**
***آهنگ(تماس و آشنايي با محسن غلامي)***
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY